نظری به سیلاب خیزی دریای آقچه!

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

نظری به آقچه!

دریای آقچه شاخه ئی از هژده نهر محسوب میشود ، قرن ها ست که این دریای کهن با آب زلالین بهاریش مزارع توابع خطه ئی آقچه زمین را مرفوع نموده و ساکنین آنرا آب مصفا بخشیده است ، اما در جریان سه دهه اخیر این دریا حجم هنگفت آب را در بطن خویش جای داده نتوانسته ، باعث تخریب مساکن و مزارع ماورای خویش میگردد. بزرگان چیز فهم منطقه که سالهاست در این خطه بود و باش دارند شاهد چون سیلاب خیزی های دهشت آور امثال سه دهه اخیر نشده اند بوجودیکه ساکنین منطقه از نبود بارش و برف در زمستان های مقطع زمان یاد شده سخن ها میگویند ، همین سخن باعث شده که موضوع را تحت تحلیل وبررسی قرار میدهیم و دید گاه های مردم را از نظر تغیر اقلیم و مسائل اجتماعی مقایسه مینماییم، سیلاب خیزی مدهش دریای آقچه را اگر بررسی نماییم چندان سابقه ئی دور ندارد. الی که دو الی سه دهه را در بر میگیرد. خواستم درین مورد یک بررسی ابتدائی داشته باشم. قبل از بررسی سیلاب خیزی نهر آقچه به موقعیت جغرافیای نهر نظری میآندازیم چون موقعیت جغرافیای این نهر برای نتیجه گیری بهتر تحلیل و بررسی روی دست داشته  ، ما  راهنمای خوبی بوده میتواند.

این نهر به عنوان نهر صدرآباد نیز مشهور است. از جملۀ انهاری به شمار میرود که از گذشته ها تا حال در سرسبزی نواحی آقچه رول عمده را داشته است.

نهر آقچه از رود بلخآب، به عبارۀ دیگر از "هجده نهر" (1) منشعب گردیده به نهر آقچه و نواحی آن سرا زیر میگردد ، در بند یلمان رود بلخآب دو شاخه منشعب مینماید. یکی به نهر فیض آباد (2) مسمی بوده نواحی یاندرک ، چهارباغ ، سانسیز ، شیخ آباد ، نصرت آباد ، علی آباد، شیشه خانه ها ، نورآباد را شرب می نماید. و دیگر نهر آقچه (3) نام دارد نواحی وسیعی را که شامل ولسوالی آقچه ، ولسوالی خانقاه ، ولسوالی منگجیک و قسماَ نواحی ولسوالی مردیان (بعضی از قریه جات مردیان از نهر فیض آباد آبیاری می شوند) می باشند و شرب آنها از نهر آقچه می باشد. نهر آقچه بعد از انشعاب از هجده نهر در نواحی بند یلمان مسیر خود را از موقعیت قریه تیمرک داخل زمین های فیض آباد می شود و از مناطق گرجک ، شیشه خانه ها ، قره بوئین علیا و سفلی وبالاخره از قریه کوکلداش می گذرد و به قریه قیزل گرداب از مضافات آقچه جریانش ادامه یافته به سرسبزی زمین های مزروعی می انجامد. نهر دیگری موسوم به اندخوی جر که یکی از انشعاب نهر آقچه در موضعی پائین تر از قریه قیزل گرداب قرار دارد ، به نسبت ارتفاع زمین آب جریان ندارد. نهر آقچه با یک حرکت مارپیچ ناحیه قیزل گرداب را پشت سر گذاشته در امتداد مسیر شاهراه بلخ و جوزجان اراضی همجوار را نفع میرساند. آنگاه در قسمت پل نو میرسد مسیرش را تغیر داده بجانب قریه چکش سربند جاری میگردد. در حد فاصل قریه سربند ،  دو شاخه دیگر به نام های جرعرب آقن ( نهر باجگیر)(4) و همچنان نهر سیل بر نیز نامیده شده است، که اخرین شعبه از هجده نهر محسوب میشود) و نهر کوچک خانقاه جدا می شوند. جریان آب جرعرب آقن پس از انقسام ، مناطق جنگل اریغ ، الم لیک ، مردیان .... و ساحه وسیع مالچر را تحت آبیاری قرار میدهد. همچنان سایر مزارع آبی ، اراضی للمی را که در مسیرش موقعیت دارند ، سیراب میکند. پس از نواحی قره ادیک ( از نواحی ولسوالی منگجیک) حرکتش را سرعت بخشیده یکجا با نهر آقچه به ییدی کول ( هفت آب ایستاده ) میریزد.

شاخه دیگریکه به نهر کوچک خانقاه زبان زد گردیده است. از منابع اصلی ( نهر آقچه) جدا شده اراضی ولسوالی خانقاه را آبیاری میکند. نهر مذکور هر چند نسبت به جراول ( نهر کوچک عرب آقن) منطقه مملو از آب وافر نیست با آنهم مجموع ساکنین محل ( شهر آقچه) در تدارک آب آشامیدنی و فلاحتی از آن استفاده می برند.

معبریکه (5) به صورت پخته و اساسی بالای نهر آقچه در نفس شهر احداث گردیده است آن را داش کوپروک نامیده اند. اعمار پل مذکور دو شهر (شهر کهنه و شهر جدید آقچه) را که به دو طرفش موقعیت دارد با هم وصل می سازد. و از جانب دیگر برای عابرین سهولت بزرگی بار آورده است.

افزون بر آن آب نهر که از زیر همین پل سنگی میگذرد از بالای قریه جات ینگی اریغ ، خطب و چارشنغو گذشته به قره آدیک میرسد. و از تاثیراتش در باروری و سیرابی اراضی مربوط نمی توان چشم پوشید.

همچنان هنگام بارشهای موسمی علی الخصوص در موقع طغیان سیلاب ، جریان آب زیاده شده یکجا با جرعرب آقن در ییدی کول ( هفت آب ایستاده ) میریزد. آنگاه که آب ذخیره شده کولهای هفت گانه لبریز گردیده راهش را به سوی دشتهای خمآب باز نموده سر انجام  به دریای آمو منتهی میگردد. نظر به گفته بزرگان چیز فهم سالهاست که آب از یدی کول لبریز نگردیده است.

شیوه استفاده آب در بین دهاقین ویژه گی خود را دارد. از جمله در شهر ومربوطات آقچه تقسیم آب زیر نام حقابه عنعنوی صورت می پذیرد. چنانچه در نواحی قریه کلته شاخ موقعیت بند قادر مرده ، چهار جوی حقابه تحت عناوین حقابه هندوکش ، حقابه حیدرآباد ، حقابه منگجیک یعنی نهر آقچه ، حقابه جزه ، شیرک ، قم اریغ احتوا میکند، ناگفته نگذاریم حقابه جزه در حصه سه جوی(6) که بنام کانال جزه مسمی است. به سه جوی جدا میگردد. بدینگونه در قسمت جرعرب آقن و خانقاه نیز تقسیم حقابه مطابق تعامل محیطی جامه عمل می پوشد. باید تصریح کرد از قسمت بالائی منطقه قریه کلته شاخ ، نسبت نا مساعد بودن شرایط اراضی مدت ها آب در بین شهر آقچه به صورت درست جریان نمی یافت. مشکلاتیکه ازاین ناحیه موجود بود ، باثر تشبثات برخی از اشخاص خیرخواه مرفوع گردیده زمینه استفاده حقابه برای مردم مساعد گردید.

اگر به گذشته های پنجاه الی صد سال اخیر برگردیم در آن مدت هم سیلاب خیزی های در این دریا از بارش های موسومی که اکثرا در ماه های ثور و جوزای سال دیده میشود رخ میداده است. اما در دو دهه اخیر که سیلاب ها مدهش تر از قبل سیمای خود را نمایان  کرده و میکند ، و بیشتر از پیش خانه هارا ویران و زمین های زراعتی را تخریب مینماید. ولی سوال در اینجا است که علت این واقعه طبعی چه بوده میتواند؟

برای دریافت این موضوع اول مروری به شاخه های  هژده نهر میناییم، هژده نهر یا نهر بلخآب که از نامش پیداست نهریست که دارای هژده شاخه وساحه ئی وسیع بلخ زمین را آبیاری میکند ، و زمین های آقچه در ادوار کهن در وسعت جغرافیای بلخ مشمول بوده و شاخه ئی از این دریا از مساحت آقچه زمین عبور میکرده است که تا حال به همان مینوال جریان دارد فقط در اثر وضع  اقلیمی مسیر حرکت این شاخه بزرگ هژده نهر به مرور زمان تغیر نموده و حالت امروزی را به خود گرفته است. در منابع معتبر جغرافیای نام نهر آقچه را نهر سید آباد نیز یاد کرده است. وجه تسمیه نهر آقچه به نهر سید آباد موضع علحیده ئیست که باید درلابلای منابع تاریخ و جغرافیا جست؟ ولی شاخه های دیگر نهر بزرگ هژده نهر کجا کجا ها موقعیت یافته در تحلیل ما ارتباط مستقیم دارد و در این مورد از منبع معتبر جغرافیائی قرار ذیل میخوانیم:

( .... 1- نهر شاهی ، 2-نهر قدر ، 3-نهر سیاه گرد (سیا جرد) ، 4- نهر بلخ ، 5- نهر مشتاق ، 6- نهر اصفهان ، 7- نهر عبدالله ، 8- نهر دولت آباد ، 9- نهر قرشی گگ ، 10- نهر ارغنداب ، 11- نهر شیخ شرک ، 12- نهر چاربولک ، 13- نهر امام صاحب بلخ ، 14- نهر ینگی قلعه ، 15- نهر فیض آباد ، 16- نهر آقچه ، 17 نهر باجگیری آقچه ، 18- نهر خان آباد.( (1)

منشعب نهر بلخ آب در جغرافیای حافظ ابرو نیز به همین تعداد در باب بلخ آمده است. در بخش توضیحات مسیر حرکت انهار را بیشتربه سمت شمال غرب اشاره کرده اند.

همچنان در منبع معتبر جغرافیا حدود العالم من المشرق و المغرب منشعب نهر بلخ را به 12 نهر جدا گانه نام برده شده است. چنین بر می آید طی هفتصد سال پس از تالیف(حدود العالم ...)  ،در محل توزیع آب رود بلخ شش نهر تازه ایجاد گردیده است، و طبیعی است که این رخداد ها به وضع اجتماعی این منطقه ارتباط داشته است. (2)

آب منشعبات نهر بلخ در فصول سه گانه سال ( تابستان ، خزان و زمستان) به حد کافی نمی باشد، و بیشتر اوقات منشعبات پائین آب نهر بلخ از بی آبی به حد نهای زجر میکشند و مزارع سبز بهاری شان مبدل به مزرعه طلائی پائیزی مبدل میشود، و گاهی اوقات تائین آب اشامیدنی نیز به نهایت مشقت بدست میآید. و این واقعات اکثرا در دهه های اخیر روی داده است.

از آن بر میآید که در مسیر انهار منشعبه هژده نهر بلخآب جمعیت قابل ملاحظۀ مسکن گزین شده اند. و آب فصول سه گانه نهر بلخاب برای جمعیت مسکن گزین شده قابل تأمین نمی باشد. همین است توزیع برابری زیر سوال است ، چه باید کرد؟

و میرسیم به بهار این فصل ، از دید گاه آغاز سال فصلی است دارای بارش های موسومی ، آب شدن برف ، و سیلاب خیزی های مخرب ، اما در این فصل نیز چون فصول دیگر سال باید آب ها به نهر آقچه کمتر دیده شود ، ولی بر عکس حجم آب آنچنان بالا میرود که گنجایش آب در نهر کم گردیده و سیلان به برون میکند و باعث تخریب مزارع دهقان ناتوان منطقه میشود، در اینجا برای وضاحت بیشتر موضوع واقعات گذشته تخریبات سیلاب خیزی نهر آقچه را که در جریان سه دهه به وقوع پیوسته مرور مینماییم.

 قسمیکه در بالا وضاحت دادیم نهر آقچه برای تأمین آب آشامیدنی و شادابی زراعت ساکنین محل آقچه زمین نهایت مفید است. در سالهای اخیر به سبب خشکسالی(7) های متواتر ، مزارع سیر آبی اش را از دست داد. مردم هنوز درد خشک سالی را فراموش نکرده بودند طی سال  های 1370 تا 1372 سیلابهای مدهش نواحی داخل شهر را و در سال 1384 نواحی پل نو ، قریه چکش ، قزیل گرداب ، کوکلداش .... را تخریب نموده ضربه اقتصادی بجا گذاشت.

اگر به تفصیل صحبت نماییم در بهار سال 1371 خورشیدی  در آوایل ما ثور سیلاب خیزی سال آغاز شد آب چنان طغیان نمود که نیمی ازساکنان شهر آقچه خانه های خویش را ازدست دادند و هزار ها هزار هکتر زمین زرع شده ئی زارعین نیز تخریب گردید. آیا میتوان حدس زد که تا چه حد نقصان مالی برای ساکنین لاعلاج منطقه وارد شده باشد؟ وهمچنان سالهای1384 و 1386 خورشیدی عین واقعه رخ داد اما تدابیر کما بیش از تخریبات بیش از حد جلوگیری کرد ولی بیشترین خساره وارد ساحات کشتزار شد. ولی همچنان موضوع حادثه سیلاب خیزی در نواحی آقچه جریان دارد اما هیچ چارۀ ئی جز به تقدیر تن دادن در توان مردم بیچاره باقی نمانده است.

بیائید به تفصیل مروری بر خسارات سیلاب سال 1388 خورشیدی مینماییم بارش های دنباله دار اخیر در نواحی آقچه یک سلسله خسارات را در قبال داشت ،.بتاریخ   18/ ثور/1388 ش خیزش آب در تمامی انهار بیشتر میگردد. بالاخره آب در نهر آقچه طغیان نموده در قسمت بالاتر از پل نو از طرف شرقی قریه کوکلداش ( مربوط ولسوالی فیض آباد) آب سرازیر میشود. در ولسوالی فیض آباد  ساحات زیر آب مانده قرای کوکلداش ، شیشه خانه عربیه ، شیشه خانه ازبکیه ، شیشه خانه ترکمنیه ، شیشه خانه افغانیه ، سه درخت ، گرجک، خیر آباد ، شیخ آباد گرجک ، قره بوئین غلام ، بیزگگ مهاجر و جوی وزیر  گذارش شده است. که درین مناطق 4083 منزل صدمه دیده و بالاتر از 24000 جریب زمین زراعتی تخریب و تخمیناَ 500 مواشی تلف شده است(*). که قسمت وسیع تخریبات را ولسوالی فیض آباد جوزجان تشکیل میدهد. زحمات مردم که از آن جمله مظاهرات در سرک شاهراه مزار و جوزجان و برعلاوه تلاش زمامداران محل باعث شد که تلفات در نواحی شهر آقچه پیش گیری شد و در عین زمان ولسوالی مردیان که در جوار ولسوالیهای آقچه و فیض آباد موقعیت دارد از صدمات سیلاب  بدور نمانده قرای بزرگ این ولسوالی شامل (سالتیق و قوربقه چکش) را که جمعاَ مطابق راپور اهالی 96 خانوار متضررگردیده است. و همچنان بیشتر از 200 جریب زمین تخریب گردیده است. جان افراد ملکی را قوای ایصاف در قرای متذکره توسط هیلیکوفتر ها نجات میدهند . طبق راپور گذارش شده اداره مبارزه  با حوادث ولایت جوزجان : جمیع منازل صدمه دیده  4987 و زمین های تخریب شده 31460 جریب و مواشی تلف شده 820 راس گذارش شده است. بعد سرازیر شدن آب در مناطق فیض آباد و مردیان در بین دو روز بعد کمک لازمه در این ساحه صورت نگرفته است و تنها کمیته مبارزه با حوادث 15000 قرص نان برای متضررین رسانیده است. بتاریخ 23 ثور 1388 ش متضررین  به تعداد 700 نفر سرک مزار – شبرغان را مدتی مسدود نمودند و شعار میدادند که ما به کمک ضرورت داریم. و مظاهره توسط پولیس ملی توقف داده شد. (10) ولی تا حال در ساحه متذکره کم و بیش مدد و معاونت صورت گرفت ، اما برای اهالی منطقه کافی برای یکسال اوشان نمی باشد. بعد از اختتام حالت اضطراری سیلاب خیزی موسسات کما بیش به مرحم گذاری زخم مردم سعی به خرچ دادند چنانچه موسسه اکشن اید و پروگرام غذای جهان ولی چشم گیر و بنیادی نبود تا مشکل جمعیت متظرره تا همیش ازخطرات سیلاب رهائی یابند.

بعد از آن نیز حوادث سیلاب خیزی تا حال ادامه دارد و ساحاتی که امروز سیلاب تخریب نموده گمان میرود اگر زمامداران وقت توجه مبذول ندارند ادامه خواهد یافت. در حقیقت اگر بنگریم سیلاب یک مبع بزرگ عایداتی و اقتصادی است. متأسفانه که همه ضایع شده به زمین های غیر زرعی سرازیر میشود. و هیچ نوع استفاده ازان نمیشود. و مسولین دولت از مردم امید وار است کمک کند و مردم از دولت ، هیج کار مبتکرانه در عرصه روی دست گرفته نمیشود. وگرنه امکان احیای کول ها مصنوی در مناطق مردیان و خانقا و منگجک و جود دارد که به وجوه کم ایجاد شود و هزاران متر مکعب آب ذخیره شود و در ایام کمبود آب زراعتی از آن استفاده اعظمی صورت گیرد و یا میتوان کول غیر فعال را آماده استفاده نمایند.

در کشور های روبه انکشاف  مانند هندوستان، پاکستان ، نیپال ، بنگله دیش و غیری ممالک دیگر از آبهای بارش ذخیره نموده در هنگام ضرورت از آن به زراعت استفاده صورت میگیرد. چنین کار در شهرک ما نیز دور از امکان نیست، اگر اندکی سعی به خرچ دهیم ، میتوانیم پروژه های ایجاد کول های مصنوعی برای ذخیزه آب های سیلاب حفر نموده ، در عین زمان از دهشت و مضریت سیلاب هم بکاهیم و همچنان تا آخر سال آب ذخیره شده را برای زراعت خویش استفاده نمایم. و همزمان شهرما سر سبز تر و شاداب تر گردیده باعث تقویه ئی اقتصاد محل نیز میشود. نظر به فرضیه علم جغرافیا ساحاتی که چند سال متواتر سیلاب در آنجا سرازیر گردد در اثر مقدا ذرات ترکیبی آب رسوبات صورت میگیرد و ساحه ئی متذکره مرتفع میگردد. در آن صورت شهر زیبائی آقچه دوباره در معرض خطر قرار میگیرد.   

هنوز سروقت است ، چنین ابتکار را روی دست بگریم و برای آینده خویش بیاندیشیم ، تا از تلفات مالی و جانی خویش و ضایعات منابع خداداد اندکی هم باید پیش گیری نماییم.

امسال نیز از اول ماه ثور 1391 خورشیدی سیلاب کوتاه مدت که سر آغار سیلاب های دراز مدت است که چندین هزار هکتار زمین های زراعتی  و خانه های دهاقین بی بضاعت قرای ولسوالی مردیان و فیض آباد شامل ( قرای چهار گانه شیشه خانه ، کوکلداش ، سالتیق ، ارنجی غشه، فتح آباد و شنواری) را تخریب نموده است، تا حال فقط از طرف موسسات محدود امداد چند هزار بوری برای جلو گیری از تخریبات بیشتر صورت گرفته است و بس. قدرت امروز برای ما چنین شرایط را محیا نموده که فکر کنیم و مبتکرانه کاری نمایم که هم رضایت خالق را و هم حلق الله را بدست آوریم و از نعمت حیات بی های بهای خویش لزت بریم و احساس مردانه گی نمایم چنانچه شاعر نازک خیال ابوالقاسم حالت میفرماید

هر شب ز خودت بپرس اگر تو مردی

امــــــــروز چه خدمتی به مردم کردی

 

نویسنده محمد رسول «کفاش»

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:04
برچسب‌ها :